تبليغاتX
و خدایی که پشت پنجره نشسته - سلام دوباره

امروز اولین پست این وبلاگ رو می نویسم

احساس عجیبی دارم

دلم نمی خواست تو وبلاگ قبلیم عزیزترینم رو برنجونم

نمی دونم رنجیده یا نه

اما حتی نمی خوام امکان رنجیدنش باشه

شاید وبلاگ قبلیم رو حذف کنم

شاید هم نه

شما چی می گید؟

 

+ نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386;ساعت 1:36 بعد از ظهر; توسط سپینود(ه); |